کلاهبرداری

person

کلاهبرداری
کلاهبرداری از جرایمی است که نامش به گوش همه آشناست و تفاوت چندانی بین مفهموم آن در علم لغت و حقوقی نیست. کلاهبرداری در فرهنگ دهخدا به عمل کلاهبردار، شیادی و حقه بازی، به فریب و دروغ مال دیگران را گرفتن، تعبیر شده است.
کلاهبرداری کاری بر پایه فریب است که کسی یا کسانی برای کسب نفع خود یا موسسه‌ای انجام می‌دهند. کلاهبرداری در بسیاری از کشورها جرم است، اگرچه مصداق‌های آن در نظام‌های گوناگون قضایی فرق می‌کند. آنچه که جرم کلاهبرداری را از سایر جرایم علیه اموال متمایز می سازد، آن است که در اکثر این جرایم مال بدون رضایت یا آگاهی صاحب مال، و حتی گاه به دلیل توسل مجرم به اعمال خشونت آمیز از قربانی به مجرم منتقل می گردد در حالی که کلاهبرداری از این حیث از جمله جرایم استثنائی به شمار می رود. کلاهبردار به گونه ای عمل می کند که مالک یا متصرف مال، فریب خورده و خود از روی میل و رضا، و چه بسا با التماس به امید کسب منافع سرشار، مالش را در اختیار مجرم قرار می دهد.
کلاهبرداری عبارت است از استفاده از وسایل متقلبانه، استفاده از روشهای متقلبانه، فریب دادن افراد و بردن اموال دیگری. اما درباره اینکه چه اقداماتی مشمول عنوان کلاهبرداری است، میتوان گفت ماهیتا هر اقدامی که با سوءنیت و به طور متقلبانه صورت گیرد و موجب فریب افراد شود و از این طریق مرتکب بتواند مال دیگری را ببرد، مشمول عنوان کلاهبرداری است.
ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری، مصوب ۱۵ آذر سال ۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام به انضمام دو تبصره آن، به تعریف، ارکان و شرایط قانونی این جرم پرداخته است؛ که عبارت است از: هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیرواقع امیدوار کند یا از حوادث و پیشآمدهای غیرواقع بترساند یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصاحساب و امثال آنها را تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از یک تا ۷ سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم میشود.
تبصره 1: در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه می‌تواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف، مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده ( حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد ولی نمی‌تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد.
تبصره ۲: مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و درصورتی که نفس عمل انجام‌شده نیز جرم باشد، شروع‌کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می‌شود.
مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا همطراز آنها باشند به انفصال دایم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پایین‌تر باشند، به شش ماه تا سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم می‌شوند.
براي تحقق جرم كلاهبرداري، توسل به وسايل متقلبانه براي فريب مالباخته ضرورت دارد و به عبارت ديگر كلاهبردار بايد مرتكب 'مانور متقلبانه' شود.
پس این معبار 'مانور متقلبانه' است كه تشخيص جرم كلاهبرداري را دشوار مي‌كند. اغلب مردم تصور مي‌كنند شخصي كه با دادن يك وعده واهي درقالب يك دروغ ساده، مال آنان را برده، كلاهبردار محسوب مي‌شود، حال آن كه صرف گفتن يك دروغ ساده، نمي‌تواند 'مانور متقلبانه' تلقي شود.
جرمکلاهبرداری از تنوع فراوانی برخوردار است و در قالب‌های مختلف صورت می‌گیرد اما بیشترین موارد کلاهبرداری در قالب معاملات صورت می‌گیرد.
براي اين‌ كه فردي كلاهبردار محسوب شود، بايد در ارتكاب اعمالي كه كلاهبرداري را تشكيل مي‌دهد، سوء نيت داشته باشد.
سوء نيت، دو نوع است: 1- سوء نيت‌ عام 2- سوء نيت خاص.
 سوء نيت عام در جرم كلاهبرداري اين است كه مرتكب قصد ارتكاب اعمال مادي فيزيكي ذكر شده را داشته باشد، يعني عمد در توسل به وسايل متقلبانه.
سوء نيت خاص در جرم كلاهبرداري، يعني اين ‌كه مرتكب، قصد بردن مال غير را داشته باشد.اثبات وجود سوء نيت در مرتكب، برعهده شاكي و دادستان مي‌باشد و بنابراين در صورت عدم توانايي ايشان در اثبات سوء نيت، مرتكب، از اتهام كلاهبرداري تبرئه خواهد شد.
تفاوت مجازات كلاهبرداري ساده با مشدد مطابق قوانين كيفري
 كلاهبرداري مشدد، كلاهبرداري است كه در آن مرتكب مشمول يكي از سه حالت زير باشد:
 1- كارمند دولت يا موسسات عمومي و شهرداري‌ها يا نهادهاي انقلابي باشد.
2- مرتكب، خود را به‌ عنوان مامور دولت يا موسسات عمومي يا شهرداري، نهادهاي انقلابي و شركت‌هاي دولتي معرفي نمايد.
3- مرتكب، براي فريب مردم از تبليغ عامه از طريق وسايل ارتباط جمعي از قبيل راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله يا نطق در مجامع و يا انتشار آگهي چاپي يا خطي استفاده كند.
به اين كلاهبرداري‌ها، كلاهبرداري مشدد اطلاق مي‌شود و مجازات مرتكب آن علاوه بر رد مال به صاحب آن، دو تا 10 سال حبس به ‌علاوه جزاي نقدي معادل مال ماخوذه است و نيز انفصال ابد از خدمات دولتي است.
كلاهبرداري كه شامل هيچ‌ يك از انواع سه‌ گانه فوق‌ نباشد، كلاهبرداري ساده است و مرتكب آن به حبس از 1 تا 7 سال به‌ علاوه جزاي نقدي معادل مال ماخوذه و رد مال محكوم مي‌شود.
وجه تمایز کلاهبرداری با شروع به جرم
نقش برده شدن مال در تشکیل جرم کلاهبرداری بسیار مهم است و وجه تمایز این جرم با جرم شروع به کلاهبرداری در این مورد شناخته میشود. بر این مبنا شروع به کلاهبرداری به معنای توسل توام با سوءنیت به وسایل و عملیات متقلبانه برای بردن مال دیگری است.
نحوه رسیدگی به پرونده های کلاهبرداری
پس از تنظیم دقیق شکوائیه باید آن را به دادسرای محل وقوع جرم تقدیم و سپس در واحد ارجاع دادسرایی که صالح به رسیدگی میباشد، پرونده را جهت انجام تحقیقات اولیه به اداره آگاهی شهرستان مربوط ارسال مینماید و پس از تکمیل تحقیات اولیه در اداره آگاهی، پرونده جهت انجام تحقیقات تکمیلی به دادسرا ارجاع میشود و در نهایت در دادسرا اگر شخص مورد نظر را مجرم تشخیص دهد، با صدور قرار جلب به دادرسی پرونده را به دادگاه جهت رسیدگی و صدور حکم ارسال و اگر شخص مورد نظر را مجرم نداند با صدور قرار منع تعقیب، پرونده را مختومه اعلام مینماید.
درنهایت باید توجه داشت از آنجا که در شکایت کیفری علیه شخص مورد نظر خود، تنها یکبار میتوان اقدام به طرح شکایت کیفری با همان عنوان و همان مدارک ابرازی تقدیم نمود، اگر به هر نحو اقدام به شکایت کیفری علیه آن شخص شود ولی به دلیل عدم تجربه کافی و یا نداشتن اطلاعات کافی در خصوص شکایت مطروحه، پرونده شاکی منجر به صدور قرار منع تعقیب علیه مرتکب گردد و قرار مزبور قطعیت یابد، دیگر علیه او نمیتوان به همان عنوان کیفری شکایت نمود.
 

 

 

دانلود فایل